آيا شما به مسئله شفاعت معتقد هستيد ؟
اعتقادتان عقلي است يا نه نقلي ؟
اگر نقلي است با آن كاري نداريم ولي اگر عقلي است آن را براي ما با دليل عقلي جواب دهيد .
از ديدگاه بنده ، اگر شفاعت را بخواهيم به دودسته تقسيم كنيم . شفاعت در اين دنيا و شفاعت در
آخرت .حرف بنده مسئله شفاعت در آخرت است ، كه بيشتر مردم با اميد بستن به آن از حركت
تكاملي در نيل به انساني باز مي مانند براي روشن شدن مسئله شفاعت لازم است مقدمه اي را
بيان كنيم ، و آن اينكه ما انسانها معمولا بين مسئله تكوين و قرار داد فرق نمي گذاريم و در زندگي
روزمره خود اكثر مسائلها را باديد قرارداد مي نگريم ،مسئله قرارداد به اين صورت است كه وقتي شما
يك نفر را براي كار اجير مي كنيد بين خود و او يك قراردادي مي بنديد مقلا آن فرد را مي آوريد براي
شما از ساعت 8 صبح تا 5 بعد از ظهر كاري را انجام دهد شما به عنوان كارما هم ميتوانيد او را تا
پايان قراردادش از كارش بكشيد و هم ميتوانيد در نصفه كار او را آزاد كنيد و تمام پول قرار دادش را
پرداخت نمائيد اين نحوه قرار داد است .
اما تكوين : مسئله تكوين را اينطور بيان مي كنيم ، فرض كنيد معلمي در كلاس براي تدريش حاضر
ميشود ، هدف از تشكيل كلاس درس دادن معلم و ياد گرفتن دانش آموز مي باشد ، حال سوال
مي كنيم اگر دانش آموز بازي گوش باشد و نخواهد علم ياد بگيرد ، آيا مي توان با دادن هديه به معلم
و خرج كردن خلوار خلوار پول دانش آموز را با سواد كرد ، حتي اگر كساني را براي شفاعت به پيش
معلم بياورند ممكن است ؟ بلي ممكن است معلم نمره الكي بدهد و و براي او مدرك صادر كنند ، آيا
اين عمل او را با سواد خواهد كرد ؟ تا خود شاگرد نخواهد شدني نيست . تكوين يعني اين ، حال شما به غايت هستي تان به صورت قراردادي مي نگريد يا به صورت تكوين ، بنده خود
به تكوين معتقد هستم چونكه عالم آخرت ، عالم ادراك است خداوند هم مي فرمايد كساني در آخرت
اعتراض مي كنند كه خدا يا ما در دنيا بينا بوديم چه شده است كه در اين جا نمي بينيم جواب مي آيد
در دنيا هم شما بينا نبوديد يعني چشم عقلي نداشتيد هر چيز را با چشم ظاهري ميديد ادراكات
عقلي نداشتيد عارفي مي گويد :
گوش خر بفروش و دگر گوش خر اين سخن ها نيابد گوش خر
يعني اين گوشي كه تو با آن مي شنوي با خر درآن شريك هستي او هم از اين گوش دارد وصدا ها را
دريافت مي كند بايد براي فهميدن و ادراك كردن گوش ديگري را كسب كني و آن گوش عقل است
يعني بايد عقلت را بكار بياندازي كسي ممكن است بگويد آيا خداوند قادر نيست انسانها همينطوري
عالم گرداند ؟
در جواب بايد عرض كرد كه خداوند بر همه چيز قادر است ولي اين مسئله به هدف آفرنيش انسانها هم
خواني نخواهد داشت چون در خلقت هر موجودي از سنن وقوانيتي كه براي او وضع شده بايد
پيروي بكنند تا به تكامل برسد. مثلا هسته يك زردالو اگر به خواهد به درخت تبديل شود مي بايست
در زير خاك قرار گيرد آب بخورد هوابخورد آفتاب برايش تابش بكند و ساير عللي كه در رشد آن دخالت
دارد جمع بشوند تا آن هسته تبديل به درخت گردد همينطور حيوان و همينطور انسان ، اينها مراحل
تكاملي بعد جسماني اينها بود ولي اگر از بعد دروني بنگريم شرايط و سنن و قوانين فرق خواهد
كرد .
مثلا يك حيوان بخواهد از لحاظ بعد دروني ( قواي حيواني ) رشد بكند بايد آن قوا را در شرايط مخصوص
خود پرورش دهد و انسان هم همينطور چون بعد اصلي انسان تفكر و انديشه است و با اين خصلت از
ساير حيوانات امتياز پيدا مي كند ميبايست جهت به تكامل رساندن خود ، اين قوه ( عقل ) را با افزودن
دانش به ظهور برساند و جز اين راهي نيست
مسئله ديگري كه بايد گفت اين است كه عبد يت دو نوع است تكويني و تشريعي ، در عبديت
تكويني هر كسي بالطبع و بدون اعتراف بنده اوست ، ولي در مرتبه تشريع هر كسي بايستي بصورت
آگاهانه به بنده بودن خود اعتراف بكند در اين مرتبه است كه افراد يا اعتراف مي كنند وا بنده او ميشوند
و يا اعتراف به بندگي نمي كنند و او را تكذيب مي نمايند و لي در مرحله تكوين اختيار به اعتراف
نيست و فقط اختيار به اعتراف بندگي در تشريع مي باشد
والله یقول الحق و هو یهدی السبیل
